Thursday, July 29, 2010

رادیو

با عرض سلام و خسته نباشید
غرض از مزاحمت این بود که نرم افزار RadioSUre را معرفی کنم و لینکش دانلودش را اینجا بگذارم تا هم خودم یادم نرود اسمش چه بود و هم شما را آگاه کنم که البته کیست که نداند دانای عالمید.
با این برنامه می‌شود به تعداد بس کثیری کانال‌های رادیویی گوش فرا داد و لذت برد.
زیاده عرضی نیست جز سپاس از آنی که باعث و بانی یافتن این برنامه شد.
با تشکر
دزدکی

Monday, July 19, 2010

نمایاندن ناسزاواری حکومت

داریوش، ابی، گوگوش، نادره، جمشید آریا، شهلا، گلپا، ایرج و... . هر اسم دیگری برای نام بردن و یاد کردن از هنرمندانی که دارای نام هنری هستند و به آن معروفند به کار می‌برید را فراموش کنید. عدم استفاده از نام‌های مستعار هنری دستور و بازی جمهوری‌اسلامی است که سال‌هاست در این کشور اجرا می‌شود. عدم استفاده از نام‌های هنری و نام‌هایی که هنرمندان به آن‌ها مشهورند یعنی استفاده از ادبیات جمهوری اسلامی. یعنی قبول کرده‌ایم جمهوری‌اسلامی درست می‌گوید. یعنی تسلیم شده‌ایم و تن در‌‌‌داده‌ایم به فشار حکومت.
تنها با رای ندادن و بیرون کشیدن پول از بانک‌ها نیست که از حکومت حقانیت‌زدایی* می‌کند. این کارها چه فایده دارد وقتی مانند آنها فکر و رفتار می‌کنیم؟ 
باید فارغ از تعاریف و قالب‌های تنگ جمهوری‌اسلامی هر چیز را با معیارهای جهانی و انسانی تعریف کنیم و به کار بندیم و باید نگذاریم خاطره روزهای قبل از فاجعه بهمن 57 از یاد برود و به هر ترتیبی باید آن را زنده نگه داریم.


پ.ن: بجای واژه حقانیت‌زدایی من عبارت خودساخته‌ی "نمایاندن ناسزاواری" را ترجیح می‌دهم. برای مثال نمایاندن ناسزاواری حکومت.

Friday, July 16, 2010

انتخابات مجلس - من رای نمی‌دهم

زمزمه‌ی استیضاح احمدی‌نژاد و این که آیا مجلس توان انجام این کار را دارد یا نه، از آغاز تلاش‌ها برای دلخوش کردن مردم برای شرکت در انتخاباتی دیگر خبر می‌دهد. به زودی این زمزمه‌ی اصلاح‌طلبان به گوش خواهد رسید که این مجلس بی‌جربزه است، به ما رای دهید تا احمدی‌نژاد را به زیر بکشیم. صندوق‌ها پر می‌شود و بار دیگر اعتبار تازه‌ای برای رژیم رقم می‌زند. درست مانند انتخابات قبل و مانند تمام انتخابات قبلی. 
تعداد کسانی که برقراری یک حکومت را می‌خواهند و خواهان اجرای قانون‌اساسی‌اش هستند دقیقا برابر است با تعداد مردمی که در انتخابات شرکت می‌کنند. هنوز تعداد کسانی که زندگی زیر یوغ استثمار و استبداد را خواهانند و از آن لذت می‌برند یا منافعشان طرفداری از ظلم به دیگران را به روش آنان تبدیل کرده‌است بسیار بیشتر از طرفداران آزادی و برابری‌ است. 
با آرزوی آگاهی و حمایتشان از ایرانی آزاد یا مرگ دسته‌جمعیشان

Tuesday, June 29, 2010

ایرانی - ایرانی‌الاصل

هر ایرانی حق شرکت در تمام انتخابات را دارد.
ایرانی یعنی کسی که هنگام تولد پدر یا مادرش ایرانی باشند و برای چنین فردی باید شناسنامه ایرانی صادر شود.

نخست وزیر یا رییس جمهور باید ایرانی‌الاصل باشد.
ایرانی‌الاصل یعنی کسی که هنگام تولد پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگ پدری و پدربزرگ و مادربزرگ مادری اش ایرانی باشند.

پ.ن: تعریف‌ها از من است و جنبه حقوقی ندارد.

Saturday, June 26, 2010

شورش بر حق است

اصلاح طلبان در عرض ھشت سال فقط و فقط اغتشاش به بار نشاندند و مردم را از دست زدن به ھرگونه اقدام بنيادی بازداشتند. کار به جايی رسيد که خاتمی حتی انديشيدن به تغيير قانون اساسی را برابر دانست با خيانت و کروبی به ھنگام رياست مجلس نامه ی خامنه ای را و حتی مجلس را « حکم حکومتی » معادل دانست با يک تصور غير قانونی به نام بازداشت از گفتگو در باره ی آزادی مطبوعات.
به ھنگام جنبش اعتراضی مردم در
مقطع دوم خرداد 1376 ھمين حضرات و دوستانشان جنبش را ربودند و اين ربايش را چھارسال بعد تکرار کردند و ھمين کار را در مقطع بيست و دوم خرداد انجام دادند و باز به قاپ زدن روآوردند و حالا مرتب خود و دوستانشان به جناح حاکم و وابستگان روحانيت می گويند اگر به ما يعنی به خودشان راه ندھيد جنبش نارضايی ژرفتر می شود و به اعماق جامعه می رود به حدی که حکومت ديگر قادر به مھار کردن آن نخواھد بود.
اينان به عوض آن که حکومت را وادار به پذيرش حقوق مردم کنند، مدام حکومت را می ترسانند و ھشدار می دھند که اينان بھتر از حکومتگران قادرند منافعشان را حفظ کنند. از سوی ديگر به مردم می گويند از محدوده ی معينی وراتر نرويد و شعارھای بنيادی ندھيد چون احتمال دارد جناح حاکم رفتاری تندپيش گيرد. اين حضرات اصلاح طلب سالھاست با اين بازی دوسويه سعی داشته اند مقام و مکان خاصی را به خود اختصاص دھند. به تدريج چھره ی واقعی اين بازی ناصميمانه ی دوگانه بردلسوزان آينده ی ايران افشا می شود.
شورش بر حق است - رساله ای در زمينه‌ی جامعه شناسی سياسی و فرھنگی ايران - چنگيز پھلوان (دانلود کنید)

Wednesday, June 23, 2010

یادمان باشد

یادمان باشد جمهوری اسلامی دو جناح اصلی دارد. یعنی:
1- ابراز مخالفت با یکی از این دو جناح لزوما به معنای این نیست که فرد مخالفت کننده از پایه و اساس مخالف جمهوری اسلامی است.
2- طرفداری از یکی از این دو جناح به معنای طرفداری از کلیت نظام جمهوری اسلامی است.

Saturday, June 19, 2010

در مجلس-2

مجلس نباید قانونی تصویب کند که اختیار قانون‌گذاری را از دست مجلس خارج کند. دولت باید تمام قوانین را اجرا کند و مجلس نباید قانونی تصویب کند که این اصل را نقض کند. مجلس نباید قانونی تصویب کند که تبعیضی بین مردم یک کشور براساس نژاد، قوم، محل تولد، محل زندگی، زبان، دین، مذهب، جنسیت، رنگ پوست و مانند این‌ها ایجاد کند. مجلس نباید قانونی تصویب کند که حق به دست گرفتن قدرت سیاسی -حق قانون گذاری و حق اجرای قانون- توسط مردم را بر اساس موارد تبعیض‌آمیز محدود کند.

پ.ن: در مجلس 1

Tuesday, June 15, 2010

جاودان خاک ایران


بدان امیدم که فردا
سر زند خورشید زندگی‌ها
روشنی بخشد این سرزمین را
سر زند صبح زیبا

دو روز این زندگانی
فقط برای دل ما شرر گشت
چون که دل شیشه و غصه سنگ است
زندگانی شرر گشت

بپاخیزید ای جوانان
که به راه وطن دهیم جان و ایمان
پاک و زیبا کنیم خاک ایران
خاک ایران ویران
تا شود دشمن میهن ما
خار و زار و پریشان

بدان امیدم که فردا
سر زند خورشید زندگی‌ها
ببرد ز رخ وطن این تیرگی‌ها
روشنی بخشد این سرزمین را
سر زند صبح زیبا


پاک و روشن شود خاک ایران
خاک ایران ویران
جاودان خاک ایران

Monday, June 14, 2010

با انتخابات آزاد مخالفم

با انتخابات آزاد به عنوان یک هدف نهایی برای هرگونه مبارزه‌ای مخالفم. انتخابات آزاد یک اصل لازم است و به هیچ وجه نه تنها کافی نیست بلکه وجود آن بدون وجود شرایط دیگر می‌تواند یک دیکتاتوری فجیع‌تر از دیکتاتوری فعلی را به همراه بیاورد چرا که در آن صورت استبداد صورتکی کاملا زیبا به چهره زده‌است دوام و قوامی طولانی‌تر خواهد داشت.
اگر انتخابات آزاد با آزادی قانون‌گذاری و آزادی تغییر تمام قوانین از سوی نمایندگان مردم همراه نباشد چیزی نیست جز اسلحه‌ای در دست حکومت برای بزک کردن خود.

پ.ن: قبلا حداقل شرایط مجلس و تعریف قانون را نوشته‌ام.

Friday, June 11, 2010

ماندلايم كن

آفريقايي*
در آغوشم بگیر
مرا پر از بوی تنت کن
بوی عرق
معدن را شکست بده
الماس در دهان توست
چهره‌ات شکوه شوق

آفریقایی در آغوشم بگیر
دست‌هایت را به من بده
رنگت را مي‌خواهم
سیاهم کن
یک‌رنگيت را به من بده
می‌خواهم خوب باشم
صداقت چشمانت را
شعله‌هایش را به من بده
قدرتت را
ماندلایت را به من بده

ماندلاي در بندم كن
استوار و صبور
ماندلاي آزادم كن
آگاه و دست‌نيافتي
دور

آفريقايي
در آغوشم بگیر
دست‌هایت را به من بده
قدرتت را
ماندلایت را

آفريقايي
ماندلايم كن

* براي بار دومه كه اين چند خط شعر رو تو وبلاگ مي‌ذارم